تبليغاتX
بالهاي كاغذي
بالهاي كاغذي
هنري

 
صفحات ديگر من در اينترنت

     My Photo


ببينيد

وبلاگ ديگر من cartoon ct
كرديش كارتون
كارگاه رنگ و خيال
انجمن حمایت از کودکان کار
دیالوگهای من لذت زایل شده
اتاق 6
دنیای یک فرشته
نگار
ليدا معتمد
كلبه كاريكاتور
خُوَرنَق




وضعيت آماری





Powered by WebGozar

.: تبليغات شما :.


View my page on Sabet TV


بازگشت به كودكي

وقتي پست قبلي را مي نوشتم با اطمينان به خودم جواب مي دادم نه با اينكه دنياي كودكي (دنياي دروني كودك) دنياي زيبايي است و من هم بيشتر كودكي ام را در اين دنياي خودساخته خيالي كه پر از رويا و داستان و سرزمين ها و موجودات عجيب و باور نكردني است گذرانده ام ولي نمي خواهم برگردم.

دنياي بيروني يك كودك (دنيايي كه من و شايد بسياري تجربه اش را داريم) بيشتر شبيه به دنياي واقعي داستان هاي رولد دال است پر از شخصيت ها و واقعيت هاي آزار دهنده و بد...كه كودك بايد با رويا هايش و موجودات رويايي كه وجود دارند يا مي سازد و قدرت هاي عجيبش با آنها  بجنگد يا براي هميشه به دنياي رويايي خودش كوچ كند.

شايد عجيب باشد ولي آدم بد هاي داستان هاي رولد دال واقعا وجود دارند خود من در دبستان با چند تايي شان آشنا شدم و آدم خوبها و موجودات مهرباني كه بهترين دوست هاي شما هستند و گاهي هم به شما نيرو هاي عجيب مي دهند هم وجود دارند با آنها هم آشنا شدم.

البته موجودات خبيثي كه مي گويم شايد براي يك نفر فقط يك ناظم درشت هيكل بداخلاق و خشن كه شمارا حتي بخاطر پوشيدن جوراب رنگي تنبيه مي كند و هميشه مراقب است تا دست از پا خطا نكنيد وگرنه با ضربه مهلكي شما را غافلگير مي كند نباشد ولي يك كودك آن هم يك كودك رويايي و حساس همه چيز را طور ديگري مي بيند.

وقتي به كودكي فكر مي كردم بيشترين عاملي كه باعث مي شد نخواهم برگردم دوران دوازده ساله تحصيل و روزهاي جنگ و بمب باران بود.مشق شبهايي كه تكرار مي شدومن هر بار امضاي قبلي معلم را پايين مشق هايم تبديل به يك نقاشي مي كردم و بار ها و بار ها به او نشان مي دادم تا جايي كه نقاشي آنقدر بزرگ مي شد كه...

بحث ها يم با بزرگتر ها كه براي من فقط همين كه خواندن را ياد بگيرم كافي است و علوم و اجتماعي و...
به چه درد مي خورد و جواب آنها كه :"در زندگي آينده ات وقتي بزرگ شدي همه اين درس ها به دردت مي خورد. "
كه واقعا به هيچ دردي هم نخوردند ...

هنوز هم از ديدن بچه هايي كه مدرسه را دوست دارند و حتي دلشان براي مدرسه تنگ مي شود تعجب مي كنم البته مي دانم بعضي چيز ها تغيير كرده.

فكر مي كردم نمي خواهم برگردم ...مطمئن بودم نمي خواهم برگردم تا اينكه يك شب وقتي دوباره به ياد خاطراتي كه با او داشتم افتادم و اينكه چقدر دلم برايش تنگ شده ...چه ماجراهايي با هم داشتيم...چقدر دوستم داشت و چقدر دوستم بود ....اتفاق عجيبي افتاد

من مي خواستم برگردم حاضر بودم فقط براي گذراندن ساعاتي با او برگردم و هر شب مشق بنويسم صبح زود به مدرسه بروم .سوالهاي بي جواب داشته باشم ...بترسم ...تنها باشم...و تمام چيزهايي كه بخاطر آنها بود كه دوست نداشتم به كودكي برگردم دوباره از سر بگذرانم ...تا صدايش را بشنوم تا با هم باشيم.
همه چيز عوض شد آن هم بخاطر يك نفر و چند ساعت.


 اگر جزو دسته اي هستيد كه دوست نداريد به آن روزها برگرديد خوشحال باشيد چون حتما حال شما بهتر از گذشته است و روزهاي شادتري را مي گذرانيد.

اگر هم دوست داريد كه برگرديد باز هم خوشحال باشيد چون كودكي زيبايي داشته ايد يا آدم هاي دوست داشتني كه ارزش هر بازگشتي را دارند.


تصويرسازي هاي كوانتين بليك براي داستانهاي رولد دال

ممنون از جواب هايتان بخصوص از قلم فرانسه ممنونم كه سوالها را در وبلاگش نوشت.
جواب هاي شما باعث شد بيشتر فكر كنم و بيشتر خودم و شما را بشناسم.

با پست مخصوص عيد و عيدي شما برمي گردم.



+ | نويسنده : سحر عجمي تاريخ : بیست و نهم اسفند 1387 |



منوي اصلي

صفحه نخست
آرشیو مطالب
ایمیل مدیر

آرشيو موضوعي

كاريكاتور
طراحي
تصويرسازي
طراحي لباس
روز نوشت ها
دفتر من

آرشيو ماهانه

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387

لوگوي دوستان


 



view my portfolio:
coroflot.com/saharAjami
‍CopyRight © http://wing.blogfa.com ; Template Desinged By : GHALEBKADEH